جلال الدين الرومي

284

فيه ما فيه ( فارسى )

چون‌كه مؤمن آينهء مؤمن بود * روى او ز آلودگى ايمن بود ( ص 105 س 27 ) ( 61 ) ص 37 ، س 4 ، فرخجى : در نسخه ( ح ) كه نسخه بسيار صحيح و مضبوطى است اين كلمه را به فتح اول و كسر ثانى مشكولا نوشته است ولى فرهنگ‌نويسان به فتحتين ضبط كرده‌اند . به معنى پليدى و پلشتى و به معنى نفرت و كراهت نيز مستعمل است چنان‌كه در متن حاضر . ( 62 ) س 5 ، « برهم نمىرود » مشتق است از برهم رفتن به معنى به هم خوردن كه شورش و انقلاب مزاج باشد . ( 63 ) س 6 ، نفارد : چنين است در هر سه نسخه قديم به معنى اصل و ح و نسخه كتابخانه سليم آغا و معنى آن معلوم نشد . در نسخه‌هاى جديدتر لا بد به جهت آنكه معنى آن را ندانسته‌اند عبارت را تغيير داده‌اند از جمله نسخه خطى مكتوب سنه 888 متعلق به نگارنده اين‌طور نوشته است « آن آش را نتواند خورد و نفرتش آيد » و قريب بدانست نسخه كتابخانه ملى و فيه ما فيه چاپ طهران . ( 64 ) س 15 ، « شكلى كند » از شكل كردن يعنى احداث هيئت و حركتى در روى يا سائر اعضا كه موجب خنده شود شبيه به ادا درآوردن و در محاوره گويند فلان كس شكلك مىسازد به همين معنى و اين لغت در فرهنگ‌ها به نظر نرسيد . ( 65 ) س 20 ، « پيش او دو انا نمىگنجد » در مثنوى نظير اين تعبير فرمايد . گفت اكنون چون منى اى من درا * نيست گنجايى دو من در يك سرا ( ص 81 س 12 ) ( 66 ) ص 38 ، س 2 ، « دو مرغ را برهم بندى » همين تمثيل را در مثنوى نيز آورده است . گر دو سه پرّنده را بندى به هم * بر زمين مانند محبوس از الم ( ص 28 س 26 ) ( 67 ) س 7 ، « بندهء از بندگان حق را الخ » مطابق روايت افلاكى اين بندهء خاص شمس الدين تبريزيست كه در راه عشق مولانا سر داد و ما اينك گفته او را كه هيچ تفاوتى در اصل با فيه ما فيه ندارد نقل مىكنيم .